ديزاين ناخن
ديزاين ناخن , جملات کوتاه درباره ایران , شعر های دو بیتی برای روز معلم , عکسهای عروسی فرزاد حسنی و آزاده نامداری , عکس دکوراسیون داخلی ارایشگاه زنانه , قسمت آخر سریال دیلا خانوم , پیامک قدم نورسیده مبارک , دانلود آهنگمن و بارون بابک جهانبخش , فطما گل , عکس های سریال روزی روزگاری 
آخرين مطالب
لینک های مفید

|
|

ترجمه فارسی نهج البلاغه توحيد الهي
(از نوف بکالي روايت شده است که اميرالمومنين (ع) اين خطبه را در کوفه بر ما خواند. او بر سنگي ايستاده بود، که جعده پسر هبيره مخزومي آن را برپا داشته بود. جامه‏اي پشمين بر تن داشت و دوال شمشير از ليف خرما بر گردن، و نعلين از ليف در پا. نشان سجده بر پيشاني او، همچون داغ شتر بر سر زانو. فرمود:) ستايش خداي را که به سوي اوست بازگشتن آفريدگان، و پايان کارهاي- جهان-. او را سپاس مي‏گوييم بر احسان وي که فراوان است، و برهان او که رخشان است، و بخشش او که افزون است، و نعمت او که از- اندازه برون است-. ستايشي که حق او را گزارد، و سپاس او را به جاي آرد، و به پاداش او نزديک کننده باشد، و فزوني نعمت او را سبب شونده، و از او ياري مي‏خواهيم، ياري خواستن آن کس که فضل او را اميدوار است، و بخشش او را در انتظار، و دفع- زيان- را بدو اعتماد دارنده، و فزوني نعمت او را اقرار آورنده، به گفتار و کردار برابر او فروتن و خوار، و بدو مي‏گرويم، گرويدن آن کس که با يقين بدو اميد دارد و با ايمان روي به او آرد، و برابر او خوار باشد، و بي ريايش به يکتايي بپرستد، و به بزرگي بستايد و با کوشش و رغبت به پناه او آيد. او، که به بزرگي‏اش مي‏ستاييم، زاده نشده است تا در عزت، وي را شريک شوند، و کسي را نزاده است تا چون مرد، ميراث خوار او بوند، نه وقتي بر او مقدم بوده است نه زمان، و نه زيادت بر او راه يابد نه نقصان. بلکه بر خردها آشکار گرديد، با نشانه‏هاي تدبير درست که به ما نماياند، و قضاي مبرم که- در آفرينش- راند. از نشانه‏هاي آفرينش او خلقت آسمانهاست، که بي‏ستونها پا برجاست، و بي تکيه‏گاه برپاست. آنان را بخواند و پاسخ گفتند، گردن نهاده و فرمانپذير، بي‏درنگ و کندي و يا تاخير، و اگر نه اقرار آسمانها بود به پروردگار، و در بندگي او گردن نهاده و خوار، نه جايگاه عرش خويششان مي‏کرد و نه آرميدنگاه فرشتگان، و نه جاي بالا رفتن شهادت مومنان و عمل صالح آفريدگان. ستارگان آسمانها را نشانه‏ها ساخت، تا سرگشتگان واديها راه خود بدانها توانند شناخت. نه سياهي پرده‏هاي شب تاريک، درخشش ستارگان را باز دارد، و نه پوششهاي سياه تيره، رخشندگي ماه را که در آسمانها گسترده است، برگرداندن يارد. پس پاک است خدايي که بر او پوشيده نيست سياهي تيره و تار، و نه شب آرام و پايدار، نه در گونه‏گون زمينهاي پست، و نه در بلنديهاي به هم نزديک و پيوست، و بانگ تندر که از کرانه آسمان خيزد، و آنچه به هنگام درخشيدن برق در هم ريزد، و برگي که فرو ريزد- از درختان- به هنگام فرو شدن و برآمدن ستارگان، از بادهاي تندوزان و ريزش باران از آسمان. و افتادنگاه هر قطره را داند که کجاست، و کجا بود- و از آن برخاست-، و مورچه خرد که از کجا- دانه- کشد و چسان به - لانه- برد، و آنچه پشه را زنده نگهدارد، و آنچه مادينه در شکم بردارد.
سپاس خدايي را که بوده و هست، پيش از آنکه کرسي يا عرش و آسمان و زمين و پري و آدمي پديد آمده است. نه وهم درک او تواند، و نه فهم اندازه او داند. نه پرسنده‏اي او را از کار باز دارد، و نه عطا خواننده‏اي در خزانه وي کاهش پديد آرد. بي ديده بيناست و نتوان گفت در کجاست. همتاييش نيست- تا در کنار او نشيند- و با تمرين و وسيلت نمي‏آفريند. حواس بدو نتواند رسيد و او را با مردمان نتواند سنجيد. خدايي که با موسي (ع) سخن راند، و آيتهاي بزرگ خود را بدو نماند، بي دست افزار و اندام، بي جنباندن لب و گشودن و بستن کام. تو که خود را به رنج افکنده‏اي در وصف پروردگار، اگر راست مي‏گويي وصف کن جبرئيل و ميکائيل و فرشتگان مقرب را، که دربارگاه قدس به خود لرزانند، خردهاشان سرگشته است و شناختن آفريدگار را چنان که بايد نتوانند، چه آن را به صفتها توان شناخت که پيکري دارد، و افزارها- به کار آرد-، و چون زمانش به سر آمد، مرگ او را از پا درآرد. پس جز او خدايي نيست که هر تاريکي را به نور خود روشن کرد، و هر چه را جز به نور او روشن بود، به تاريکي درآورد.
بندگان خدا! شما را سفارش مي‏کنم به ترس از پروردگاري که بر تن شما جامه پوشاند، و اسباب زندگي تان را آماده گرداند. پس اگر کسي راهي به زندگاني جاودان مي‏يافت، و يا توانست پنجه مرگ را برتافت، او سليمان پسر داود مي‏بود، که پادشاهي پري و آدمي وي را مسخر گرديد، با پيامبري و منزلت بزرگ که بدو رسيد. چون آنچه روزي او بود خورد، و مدتي را که بايد بماند به پايان برد، کمانهاي مرگ تيرهاي نيستي بر او باراند، و خانه‏ها از او تهي ماند. مسکنها خالي گرديدند، و مردمي ديگرشان به ارث بردند - و در آن آرميدند-، و همانا در روزگاران گذشته براي شما پند است، کجايند عملاقيان و فرزندان عملاقيان؟ کجايند فرعونيان و فرزندان فرعونيان؟ کجايند مردمي که در شهرهاي رس بودند؟ پيامبران را کشتند، و سنت فرستادگان خدا را ميراندند. و سيرت جباران را زنده کردند. کجايند آنان که با سپاهيان به راه افتادند و هزاران تن را شکست دادند. سپاهها به راه انداختند، و شهرها ساختند.
از اين خطبه است: جامه حکمت‏آموزي در پوشيد، روي بدان آورد و در فراگرفتن آن چنانکه بايسته است، کوشيد. حکمت را شناخت، و جز آن به چيزي نپرداخت، و گمشده‏اش بود که در پي آن مي‏گرديد، و نياز او، که از آن مي‏پرسيد، او غريب است هنگامي که اسلام غريب ماند، چون شتري خسته که دم بر زمين نهد، و خفتد و برخاستن نتواند. او مانده‏اي از حجتهاي خداست، و خليفه‏اي از خليفه‏هاي انبياست.
(سپس فرمود:) اي مردم! من اندرزهايي را که پيامبران به امتهايشان دادند، بر شما راندم، و آنچه را اوصيا، به پس از خود رساندند، رساندم. شما را با تازيانه- موعظت- ادب کردم، نپذيرفتيد. و با- سخناني- که از نافرماني‏تان باز دارد، خواندم، فراهم نگشتيد. شما را به خدا! آيا امامي جز مرا چشم مي‏داريد؟ تا با شما راه- دين- را بپيمايد، و طريق راست را به شما بنمايد.
هان بدانيد! که آنچه از دنيا روي آورده بود، پشت کرد، و آنچه پشت کرده بود، روي آورد. و بندگان گزيده خدا دل بر رخت بستن، دوختند، و اندک اين جهان را، که ننپايد، به بسيار آن جهان، که به سر نيايد، فروختند. برادران ما که خونشان در صفين ريخته شد، زيان نکردند که امروز زنده نيستند- و به! که نديدند اينان که مانده‏اند، کيستند- تا پياپي ساغر غصه در گلو ريزند و شرنگ تيره- چنين زندگي- را بدان بياميزند. به خدا سوگند، خدا را ديدار کردند و مزد آنان را به کمال پرداخت، و از پس آنکه ترسان بودند در خانه امانشان ساکن ساخت. کجايند برادران من که راه حق را سپردند، و با حق رخت به خانه آخرت بردند؟ کجاست عمار؟ کجاست پسر تيهان؟ و کجاست ذوالشهادتين؟ و کجايند همانندان ايشان از برادرانشان که با يکديگر به مرگ پيمان بستند و سرهاي آنان را به فاجران هديه کردند؟ (پس دست به ريش مبارک خود گرفت و زماني دراز گريست، سپس فرمود:) دريغا! از برادرانم که قرآن را خواندند، و در حفظ آن کوشيدند. واجب را برپا کردند، پس از آنکه در آن انديشيدند. سنت را زنده کردند و بدعت را ميراندند. به جهاد خوانده شدند و پذيرفتند. به پيشواي خود اعتماد کردند و در پي او رفتند. (سپس به بانگ بلند گفت:) جهاد! جهاد! بندگان خدا! من همين امروز لشکر آماده‏مي‏کنم. کسي که مي‏خواهد به سوي خدا رود بيرون شود! (نوف گفت: براي حسين (ع) ده هزار سپاه، و براي قيس بن سعد ده هزار سپاه، و براي ابوايوب ده هزار سپاه قرار داد، و براي ديگران هم کم و بيش، و آماده بازگشت به صفين بود، و جمعه نيامده بود که ابن ملجم ملعون او را ضربت زد.
لشکريان بازگشتند و ما چون گوسفنداني بوديم شبان خود را از دست داده، گرگها از هر سو براي آنان دهان گشاده.) متن عربی نهج البلاغه
[ ] [ ] [ kar-ardebil ]
رپورتاژ
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین اصل
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
آپسان موتورز پارس
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
فروشگاه اسباب بازی
قیمت پرینتر | قیمت سرور
شست و شو فرش در تهران
فال حافظ
توضیحی درباره صنعت پرورش شتر مرغ
دستگاه حضور و غیاب
تور لحظه آخری پر طرف دار کشورهای تایلند مالزی دبی و کیش
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی

لینک های مفید
آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | صندلی هتلی | تابلو سنکرون و پارالل دیزل ژنراتور | کاغذ دیواری | کاغذ دیواری |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.

آرشيو مطالب
لینک های مفید

|
امکانات وب